Elbow grease persian meaning


ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Elbow grease

(عامیانه) کار سخت بدنی
Elbow
(کالبدشناسی) آرنج، مرفق
بخشی از آستین که آرنج را می پوشاند
(لوله کشی و لوله ی بخاری و غیره) زانویی، زانوچه
(با آرنج ها) کنار زدن، پس زدن، آرنج فرو کردن به
گوشه دار شدن
Grease
پیه ی گداخته، روغن دنبه
گریس
روغن زدن به، گریس مالی کردن، چرب کردن
(دام پزشکی) آماس بخولق یا مچ پای اسب (که علامت آن ترکیدگی پوست و تراوش ماده ی روغنی است) (grease heel هم می گویند)
چربی پشم شسته نشده
پشم پاک نشده (grease wool هم می گویند)
رشوه دادن
Tennis elbow
درد و آماس آرنج (در اثر ورزش یا کار زیاد)
Grease cup
(مکانیک) روغن دان (فنجانک کوچکی که روی بولبرینگ قرار دارد و هنگام گریس کاری آن را پر از گریس می کنند)
Grease monkey
(آمریکا-خودمانی) کارگر مکانیک (به ویژه مکانیک اتومبیل و هواپیما)
Grease pencil
مداد گریسی (که از گریس فشرده و رنگ درست شده و برای ترسیم روی سطوح صیقلی خوب است)

 

معنی و مفهوم لغت Elbow grease در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Elbow grease به فارسی | کاربرد واژه Elbow grease | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Elbow grease | هم خانواده های کلمه انگلیسی Elbow grease | مترادف کلمه Elbow grease | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Elbow grease | دیکشنری آنلاین Elbow grease | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Elbow grease در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Elbow grease و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Elbow grease to PERSIAN
online source for English definitions of Elbow grease | synonyms of Elbow grease in persian | word origins and etymologies of Elbow grease | audio pronunciations of Elbow grease | example sentences for Elbow grease
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.



بازی یادگیری زبان انگلیسی