Dutch oven persian meaning


ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Dutch oven

دیزی (دردار)، دیگ چدنی (در دار که برای پختن تاس کباب و غیره به کار می رود)
تنور هلندی (برای پختن گوشت)
تنورآجری
Oven
(دستگاه خوراک پزی) فر، تنور، بریجن
کوره
پزاوه، گرمخانه، خشک کن گاه
اجاق
Dutch
هلندی، وابسته به کشور هلند
(امریکا) هلندی نژاد و ساکن ایالت پنسیلوانیا
(خودمانی) آلمانی
زبان هلندی
Coke oven
کوره ی کک سازی (که زغالسنگ را داغ و تبدیل به کک می کند)
Slow oven
(فر آشپزخانه)با حرارت کم (برای پختن آهسته)
Cape Dutch
رجوع شود به Afrikaans
Double Dutch
(بازی کودکان) طناب بازی دوتایی (که به جای یک طناب دو طناب را می چرخانند) (Double Dutch و double dutch هم می گویند)
(انگلیس – عامیانه) نامفهوم
Dutch Belted
گاو سفید نوار (گاو شیرده سیاه که دور بدنش باریکه ی سفیدی دارد)
Dutch bob
هلندی
Dutch Borneo
برنئوی هلند (بخشی از جزیره ی برنئو – نام امروزی : Kalimantan)
1

ترجمه و معنی انگلیسی به انگلیسی Dutch oven

جمله، مثال و اصطلاحات کاربردی با کلمه Dutch oven

 














پانویس

معنی و مفهوم لغت Dutch oven در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Dutch oven به فارسی | کاربرد واژه Dutch oven | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Dutch oven | هم خانواده های کلمه انگلیسی Dutch oven | مترادف کلمه Dutch oven | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Dutch oven | دیکشنری آنلاین Dutch oven | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Dutch oven در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Dutch oven و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Dutch oven to PERSIAN
online source for English definitions of Dutch oven | synonyms of Dutch oven in persian | word origins and etymologies of Dutch oven | audio pronunciations of Dutch oven | example sentences for Dutch oven
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.



بازی یادگیری زبان انگلیسی