Crimp persian meaning


ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Crimp

چین دار کردن، چروکدار کردن، موج انداختن، موجدار کردن
(گیسو و غیره) فرفری کردن، مجعد کردن، شکنج دار کردن
(به ویژه گوشت ماهی) کاردی کردن
(کفاشی – چرم رویی کفش را) قالب گیری کردن و به شکل دلخواه درآوردن
(عامیانه)جلوگیری کردن، مخل شدن، مانع شدن (بیشتر به صورت : put a crimp in)
چین و شکن، موجداری، (لباس) چین، چروک، مچالگی
(زلف) فر، جعد، شکنج، (مو) فرفری، مجعد (معمولا جمع)
Crimp (2)
کسی که به زور یا تزویر افراد را به خدمت نظام یا نیروی دریایی در می آورد
(به زور یا تزویر) به خدمت ارتش درآوردن

ترجمه و معنی انگلیسی به انگلیسی Crimp

جمله، مثال و اصطلاحات کاربردی با کلمه Crimp

 














پانویس

معنی و مفهوم لغت Crimp در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Crimp به فارسی | کاربرد واژه Crimp | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Crimp | هم خانواده های کلمه انگلیسی Crimp | مترادف کلمه Crimp | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Crimp | دیکشنری آنلاین Crimp | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Crimp در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Crimp و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Crimp to PERSIAN
online source for English definitions of Crimp | synonyms of Crimp in persian | word origins and etymologies of Crimp | audio pronunciations of Crimp | example sentences for Crimp
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.



بازی یادگیری زبان انگلیسی