Connective tissue persian meaning


ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Connective tissue

بافت همبند، بافت پیوندی
Connective
(هر چیزی که وصل کند) پیوندگر، پیوندی، همبندگر، بست، بند
(دستور زبان) حرف ربط، ضمیر ربط (مثلا who)، (جمع) ادات، جمله بند، پیوندی
(گیاه شناسی) پرده ی بساک (که از هم بازمی شود تا گرده افشانده شود)
Tissue
(زیست شناسی) بافت، نسج
پارچه (به ویژه پارچه ی توری یا نازک)، تنزیب
زنجیره، سلسله، همبافت، شبکه، تنیده
دستمال کاغذی، حوله ی کاغذی
رجوع شود به tissue paper
به هم بافتن، همبافت کردن، تنیدن
با بافت پوشاندن
بافتی، نسجی
Elastic tissue
(کالبد شناسی – به ویژه در دیواره های شاهرگ ها) بافت کشسان، بافت کشایند
Facial tissue
دستمال کاغذی، دستمال صورت (کاغذی)
Mechanical tissue
(گیاه شناسی – بافت سخت که اندام را استحکام می بخشد) بافت افزارگانی
Scar tissue
(پزشکی) بافت زخمگاهی، بافت التیامی، زخم بافت
Tissue culture
(زیست شناسی) کشت بافت
Tissue paper
کاغذ زرورق، کاغذ نازک، کاغذ بسته بندی
Vascular tissue
(گیاه شناسی) بافت آوندی

 

معنی و مفهوم لغت Connective tissue در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Connective tissue به فارسی | کاربرد واژه Connective tissue | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Connective tissue | هم خانواده های کلمه انگلیسی Connective tissue | مترادف کلمه Connective tissue | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Connective tissue | دیکشنری آنلاین Connective tissue | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Connective tissue در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Connective tissue و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Connective tissue to PERSIAN
online source for English definitions of Connective tissue | synonyms of Connective tissue in persian | word origins and etymologies of Connective tissue | audio pronunciations of Connective tissue | example sentences for Connective tissue
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.



بازی یادگیری زبان انگلیسی