X

معنی و ترجمه کلمه انگلیسی Conditioned به فارسی

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Conditioned

مشروط، مقید، دارای قید و شرط، شرطی
(دارای شرایط) دلخواه، ورزیده، آماده
دارای بازتاب شرطی، خوگرفته، عادت کرده، عادتی
Conditioned reflex
(روان شناسی) بازتاب شرطی (conditioned response هم می گویند)

ترجمه و معنی انگلیسی به انگلیسی Conditioned

جمله، مثال و اصطلاحات کاربردی با کلمه Conditioned

پانویس

معنی و مفهوم لغت Conditioned در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Conditioned به فارسی | کاربرد واژه Conditioned | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Conditioned | هم خانواده های کلمه انگلیسی Conditioned | مترادف کلمه Conditioned | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Conditioned | دیکشنری آنلاین Conditioned | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Conditioned در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Conditioned و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Conditioned to PERSIAN
online source for English definitions of Conditioned | synonyms of Conditioned in persian | word origins and etymologies of Conditioned | audio pronunciations of Conditioned | example sentences for Conditioned.
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.