Chin persian meaning


ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Chin

چانه، زنخدان، زنخ، کاچه، ذقن
(از میله ی بارفیکس و غیره) خود را تا چانه بالا کشیدن
(خودمانی) پر چانگی کردن، گپ زدن، شایعه پراکنی کردن
Chin (2)
مخفف : چینی، اهل کشور چین
Double chin
غبغب
Japanese Chin
(سگ) چین ژاپنی (سگ کوچک که موی بلند و ابریشم سان دارد و دم آن حلقه است)

ترجمه و معنی انگلیسی به انگلیسی Chin

جمله، مثال و اصطلاحات کاربردی با کلمه Chin

 














پانویس

معنی و مفهوم لغت Chin در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Chin به فارسی | کاربرد واژه Chin | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Chin | هم خانواده های کلمه انگلیسی Chin | مترادف کلمه Chin | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Chin | دیکشنری آنلاین Chin | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Chin در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Chin و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Chin to PERSIAN
online source for English definitions of Chin | synonyms of Chin in persian | word origins and etymologies of Chin | audio pronunciations of Chin | example sentences for Chin
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.



بازی یادگیری زبان انگلیسی