X

Broadcast persian meaning

به فارسی Broadcast ترجمه و معنی

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Broadcast

(رادیو و تلویزیون) سخن پراکنی کردن، (برنامه) پخش کردن، شنوانیدن
پخش، برنامه ی پخش شده، اعلام
(کشاورزی) تخم را به طور گسترده پراکندن (به جای کاشتن ردیفی)
پراکنده، منتشر
(اطلاعات و شایعه و غیره) پراکندن
رادیویی و تلویزیونی

ترجمه و معنی انگلیسی به انگلیسی Broadcast

جمله، مثال و اصطلاحات کاربردی با کلمه Broadcast

پانویس

معنی و مفهوم لغت Broadcast در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Broadcast به فارسی | کاربرد واژه Broadcast | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Broadcast | هم خانواده های کلمه انگلیسی Broadcast | مترادف کلمه Broadcast | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Broadcast | دیکشنری آنلاین Broadcast | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Broadcast در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Broadcast و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Broadcast to PERSIAN
online source for English definitions of Broadcast | synonyms of Broadcast in persian | word origins and etymologies of Broadcast | audio pronunciations of Broadcast | example sentences for Broadcast
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.