X

معنی و ترجمه کلمه انگلیسی Birth به فارسی

به فارسی Birth ترجمه و معنی

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Birth

زایش، تولد، زاد، زادش، زایمان، زادن، به دنیا آوردن، زاییدن
پیدایش، ایجاد، آغاز، شروع
اصل، نسب، مبدا
پدر و مادر داری، خوش نامی، از اصل و نسب خوب
استعداد، ذوق، از بطن مادر
Active
کنشور، در حال کار، مشغول عمل، به کار انداخته شده
قادر به عمل، حاضر به خدمت، موثر، کنا
فعال، فعالانه، پر جنب و جوش، جدی، پرتکاپو، ساعی، کاری، پویا، سریع الانتقال، سریع، چابک
دایر، عملی، پابرجا، به قوت خود باقی (بودن)
(دستور زبان) معلوم (در مقابل مجهول)
عضو فعال (سازمان یا حزب و غیره)
Birth control
جلوگیری از آبستنی، کنترل موالید، زادمهار
Virgin birth
(الهیات مسیحی) اعتقاد به تولد عیسی از مریم باکره
رجوع شود به parthenogenesis
Active duty
خدمت تمام وقت، خدمت زیر پرچم
Active immunity
(مصونیت نسبت به بیماری در اثر تولید پادتن ها در بدن – با passive immunity مقایسه شود) ایمنی کنشور
Surface-active
(شیمی) فعال در سطح، روکنشی

ترجمه و معنی انگلیسی به انگلیسی Birth

جمله، مثال و اصطلاحات کاربردی با کلمه Birth

پانویس

معنی و مفهوم لغت Birth در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Birth به فارسی | کاربرد واژه Birth | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Birth | هم خانواده های کلمه انگلیسی Birth | مترادف کلمه Birth | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Birth | دیکشنری آنلاین Birth | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Birth در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Birth و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Birth to PERSIAN
online source for English definitions of Birth | synonyms of Birth in persian | word origins and etymologies of Birth | audio pronunciations of Birth | example sentences for Birth.
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.