Billy persian meaning

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Billy

باتون پاسبان ها، چوبدستی، چماق، کدینه، کدین
Billy (2)
(استرالیا) قوطی یا کتری (برای پخت و پز در هوای آزاد)
Billy goat
بز نر، بز، نره بز
Billy the Kid
بیلی دکید (یاغی امریکایی)

 

معنی و مفهوم لغت Billy در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Billy به فارسی | کاربرد واژه Billy | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Billy | هم خانواده های کلمه انگلیسی Billy | مترادف کلمه Billy | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Billy | دیکشنری آنلاین Billy | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Billy در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Billy و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Billy to PERSIAN
online source for English definitions of Billy | synonyms of Billy in persian | word origins and etymologies of Billy | audio pronunciations of Billy | example sentences for Billy
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.

بازی یادگیری زبان انگلیسی