Big time persian meaning

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Big time

(امریکا – عامیانه)
نمایشی که در سالن های معروف و توسط هنرپیشگان درجه یک ارائه شود
(با the) عالی ترین رتبه یا مقام
Big
بزرگ، سترگ، درشت، گنده، فراخ، لنبه، ستبر، گت، شفت
بزرگتر، ارشد، مسن تر، مهتر
آبستن، پر، باد کرده
بلند
برجسته، معروف، با نفوذ، مهم
پرلاف، لاف آمیز، پرنخوت، پرجبروت، اغراق آمیز
(در ساختارهای دو واژه ای)
Time
زمان
وقت، موقع، گاه، هنگام
ساعت
دفعه، مرتبه، بار، کش، کرت، پسا، – برابر
(جمع) ضربدر
(موسیقی) ضرب، فاصله ی ضربی
(معمولا جمع) دوران، عصر، زمانه، ایام، اوقات، عهده، ادوار (دوره)، روزگار
عمر، دوران زندگی
مدت، دیرند، پاس 0
دوران خدمت نظام، دوران زندان 1
رجوع شود به timeout 2
نوبت، وهله، پستا 3
زمان چیزی را تعیین یا تنظیم کردن، زمان بندی کردن 4
همزمان کردن، تطبیق کردن (از نظر زمان) 5
(طول مدت چیزی را) سنجیدن، زمان سنجی کردن، سرعت سنجی کردن 6
وابسته به زمان، زمانی، ساعتی، مدت دار، قسطی، زماندار
Big band
ارکستر جاز (معمولا مرکب از شانزده تا بیست نوازنده)
Big Ben
(ناقوس بزرگ واقع در برج ساعت در پارلمان لندن – انگلستان) بیگ بن
ساعت بیگ بن

 

معنی و مفهوم لغت Big time در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Big time به فارسی | کاربرد واژه Big time | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Big time | هم خانواده های کلمه انگلیسی Big time | مترادف کلمه Big time | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Big time | دیکشنری آنلاین Big time | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Big time در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Big time و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Big time to PERSIAN
online source for English definitions of Big time | synonyms of Big time in persian | word origins and etymologies of Big time | audio pronunciations of Big time | example sentences for Big time
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.

بازی یادگیری زبان انگلیسی