X

معنی و ترجمه کلمه انگلیسی Bee به فارسی

به فارسی Bee ترجمه و معنی

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Bee

(جانورشناسی) زنبور، منگ (از ابر تیره ی Apoidea که نیش زن و چهارباله و گروه زی اند و برخی از آنها عسل می دهند)
Bee (2)
(امریکا) گردهمایی مردم برای همکاری یا مسابقه
Bee (3)
(کشتیرانی) دیرک (هر یک از دیرک هایی که در طرفین هر یک از تیرهای نیم افراشته ی بادبان های کشتی قرار دارد اسم کامل آن : blockbee است)
Bee (4)
حرف ب یا b (در الفبا)
Queen
زن پادشاه، شهبانو
حکمران مونث، ملکه
(مجازی و در برخی مسابقات) نفر اول، سرآمد، زبده
ملکه ی زنبورها (queen bee هم می گویند)، شاهنگ
(ورق بازی) بی بی
(شطرنج) وزیر، فرزین، فرزی
(خودمانی -تحقیرآمیز) کونی، هم جنس باز (به ویژه با خصوصیات زنانه)
به عنوان ملکه برگزیدن
(شطرنج) پیاده را تبدیل به وزیر کردن 0
(به عنوان ملکه) حکومت کردن
Bee balm
رجوع شود به lemon balm -2 Oswego tea -1
Bee eater
(جانورشناسی) زنبور خور (تیره ی Meropidae)
Bee fly
(جانور شناسی) گاو مگس (تیره ی Bombyliidae)
Bee gum
(جنوب ایالت متحده) کنده ی توخالی درخت که زنبوران لانه ی خود سازند، کندو
Bee martin
رجوع شود به kingbird
1

ترجمه و معنی انگلیسی به انگلیسی Bee

جمله، مثال و اصطلاحات کاربردی با کلمه Bee

پانویس

معنی و مفهوم لغت Bee در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Bee به فارسی | کاربرد واژه Bee | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Bee | هم خانواده های کلمه انگلیسی Bee | مترادف کلمه Bee | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Bee | دیکشنری آنلاین Bee | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Bee در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Bee و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Bee to PERSIAN
online source for English definitions of Bee | synonyms of Bee in persian | word origins and etymologies of Bee | audio pronunciations of Bee | example sentences for Bee.
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.