Associate professor persian meaning

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Associate professor

دانشیار
Associate
به هم پیوستن، هم پیوند کردن یا شدن، مربوط شدن یا کردن، وابسته شدن یا کردن، همبسته کردن یا شدن، مربوط کردن یا شدن
معاشر شدن، هم نشینی کردن
شریک کردن یا شدن
متحد شدن، یکپارچه شدن یا کردن
تداعی کردن، هم خوان شدن
شریک، انباز، همدم، همکار، هم پیوند، هم پا
عضو وابسته، معاون، دستیار
(امریکا) فوق دیپلم
(گیاه شناسی) همباش شدن، همباشیدن، تجمع کردن
Professor
استاد، پروفسور
مقر (به مذهب یا عقیده ی خاص)، معترف، فاشگوی
Free-associate
(روان شناسی و آموزش) تداعی آزاد کردن
Assistant professor
استادیار
Full professor
استاد (کامل) (در برابر: دانشیار associate professor و استادیار assistant professor)
Visiting professor
(امریکا) استاد مهمان (استاد یک دانشگاه که به عنوان مهمان مدتی در دانشگاه دیگر درس می دهد)

 

معنی و مفهوم لغت Associate professor در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Associate professor به فارسی | کاربرد واژه Associate professor | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Associate professor | هم خانواده های کلمه انگلیسی Associate professor | مترادف کلمه Associate professor | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Associate professor | دیکشنری آنلاین Associate professor | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Associate professor در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Associate professor و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Associate professor to PERSIAN
online source for English definitions of Associate professor | synonyms of Associate professor in persian | word origins and etymologies of Associate professor | audio pronunciations of Associate professor | example sentences for Associate professor
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.

بازی یادگیری زبان انگلیسی