X

معنی و ترجمه کلمه انگلیسی Agglomerate به فارسی

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Agglomerate

بر انباشتن، بر انباشت کردن، همجوش کردن، انباشتن، تلنبار کردن، کپه شدن
بر انباشته، همجوش، توده شده
(زمین شناسی – سنگ هایی که در آتشفشان به صورت توده ی همجوش در آمده اند) جوش آتشفشانی، سنگ همجوش، آذرجوش

ترجمه و معنی انگلیسی به انگلیسی Agglomerate

جمله، مثال و اصطلاحات کاربردی با کلمه Agglomerate

پانویس

معنی و مفهوم لغت Agglomerate در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Agglomerate به فارسی | کاربرد واژه Agglomerate | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Agglomerate | هم خانواده های کلمه انگلیسی Agglomerate | مترادف کلمه Agglomerate | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Agglomerate | دیکشنری آنلاین Agglomerate | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Agglomerate در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Agglomerate و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Agglomerate to PERSIAN
online source for English definitions of Agglomerate | synonyms of Agglomerate in persian | word origins and etymologies of Agglomerate | audio pronunciations of Agglomerate | example sentences for Agglomerate.
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.
تبلیغات متنی
ثبت نام آزمون تافل