X

معنی و ترجمه کلمه انگلیسی Agent به فارسی

به فارسی Agent ترجمه و معنی

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Agent

نماینده، کارگزار، پیشکار، امین، کنشگر، دستار، وکیل
کارمند دولت، عضو سازمان دولتی، آژان
(شیمی) عامل، سازه
موجب، باعث
(عامیانه) فروشنده ی سیار
به عنوان نماینده یا عامل عمل کردن
(ارتش) خرج (مواد منفجره)
Agent Orange
عامل پرتقالی رنگ (گیاه کش سمی که در ویتنام به کار رفت)
Agent provocateur
ستون پنجم، مامور اخلال گری
Business agent
نماینده ی اتحادیه های کارگری (که شرایط کار و حقوق و مزایای کارگران را بررسی می کند)
Consular agent
وابسته ی کنسولگری، نماینده ی کنسولگری در شهر نسبتا کوچک
County agent
(امریکا) نماینده در بخش (ویژه گر امور کشاورزی و محیط زیست که برای آموزش و راهنمایی مردم از سوی دولت به هر بخش countyگسیل می شود)
Dispersing agent
(شیمی) عامل پاشنده، سازه ی پاشنده
Double agent
جاسوس دو جانبه
Free agent
(ورزش حرفه ای امریکا) ورزشکاری که (قراردادش سرآمده و) می تواند با تیم های دیگری برای پول بیشتر قرارداد ببندد
Indian agent
(امریکا و کانادا) ماiمور رسیدگی به امور سرخپوستان
1

ترجمه و معنی انگلیسی به انگلیسی Agent

جمله، مثال و اصطلاحات کاربردی با کلمه Agent

پانویس

معنی و مفهوم لغت Agent در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Agent به فارسی | کاربرد واژه Agent | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Agent | هم خانواده های کلمه انگلیسی Agent | مترادف کلمه Agent | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Agent | دیکشنری آنلاین Agent | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Agent در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Agent و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Agent to PERSIAN
online source for English definitions of Agent | synonyms of Agent in persian | word origins and etymologies of Agent | audio pronunciations of Agent | example sentences for Agent.
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.
تبلیغات متنی
ثبت نام آزمون تافل