X

معنی و ترجمه کلمه انگلیسی Afoul به فارسی

به فارسی Afoul ترجمه و معنی

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Afoul

گور خورده (مثل گره طناب و غیره)، در هم گیر کرده، گوریده
Run
دویدن
به سرعت حرکت کردن، تند رفتن
(معمولا با: to) مراجعه کردن (به)، (پیش کسی یا چیزی) رفتن
(معمولا با: with) معاشر بودن (با)
(آزادانه) آمدن، رفتن، رستن، جنبیدن، گشتن
فرار کردن، به چاک زدن، ورمالیدن
(با: up to یا down to یا over to و غیره) سفر تند و کوتاه کردن، زود رفتن و آمدن
(در مسابقه یا انتخابات و غیره) شرکت کردن، نامزد (انتخابات و غیره) بودن یا کردن، شرکت دادن
(در مسابقات – اول یا دوم و غیره) شدن 0
(ماهی – در جهت معینی) شنا کردن، مهاجرت کردن، مهاجرت، کوچ 1
(طبق برنامه مرتبا) رفت و آمد کردن 2
(به سرعت از روی چیزی) رد شدن 3
شایع بودن، زبانزد بودن 4
بالا رفتن، خزیدن 5
(دایما) کار کردن یا جنبیدن، بند نیامدن 6
(اداره یا موتور و غیره) کار کردن، به کار افتادن یا انداختن 7
(به فکر) خطور کردن 8
روان بودن، جریان داشتن، جاری کردن یا بودن 9
آب شدن و جاری شدن 0
(پارچه) رنگ پس دادن، (رنگ) دواندن، سرایت کردن 1
تر بودن، سرشار بودن، لبریز بودن 2
چکه کردن، (آب یا چرک و غیره) پس دادن 3
(زمان) کشیدن، گذشتن 4
(در روزنامه یا صحنه ی تئاتر و غیره) ظاهر شدن، چاپ کردن، نمایش (دهی) 5
(قانون و غیره) اعتبار داشتن، به قوت قانونی باقی ماندن 6
(به طور موروثی) وجود داشتن، فراوان بودن 7
گرایش داشتن، تمایل داشتن 8
(به صورت خط یا راه و غیره) ادامه داشتن، گذشتن، رد شدن، کشیدن 9
(با: from و to) شامل بودن 0
(به وضع خاصی) رسیدن، برخوردن 1
(کشتی یا اتومبیل و غیره) خوردن به 2
(خبر یا داستان و غیره) بودن 3
(قیمت یا اندازه و غیره) بودن، داشتن 4
(قرض) بالا آوردن، (ریسک یا خطر) کردن، به خود هموار کردن 5
(محاصره وغیره را) شکستن، عبور کردن 6
(موتور اتومبیل و غیره را) درجا به کار انداختن (to idle هم می گویند)، هرز کار کردن، خلاص کار کردن 7
(جوراب بلند زنانه) نخ کش، دررفتگی، نخ کش شدن، دررفتگی پیدا کردن 8
(کشتی و اتوبوس و غیره) حمل کردن، بردن 9
قاچاق کردن، قاچاق حمل کردن 0
چپاندن، با فشار وارد کردن یا عبور دادن 1
اداره کردن 2
(آزمایش و غیره) کردن 3
(تب) داشتن، کردن 4
عمل دویدن، دو، گام های تند 5
مسابقه ی دو 6
(اتوبوس و کشتی و غیره) یک رفت (یا یک برگشت)، سفر 7
جریان، روانی 8
رخ دادن پی درپی، سلسله، دوره 9
(به ویژه مشتریان) هجوم بردن (به) 0
(به شرطی که تند باشد) نهر، جوی، رودچه 1
مدت کار کردن موتور و غیره، بازده ماشین (در این مدت) 2
(کالا یا مردم وغیره) نوع معمولی، نوع 3

ترجمه و معنی انگلیسی به انگلیسی Afoul

جمله، مثال و اصطلاحات کاربردی با کلمه Afoul

پانویس

معنی و مفهوم لغت Afoul در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Afoul به فارسی | کاربرد واژه Afoul | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Afoul | هم خانواده های کلمه انگلیسی Afoul | مترادف کلمه Afoul | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Afoul | دیکشنری آنلاین Afoul | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Afoul در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Afoul و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Afoul to PERSIAN
online source for English definitions of Afoul | synonyms of Afoul in persian | word origins and etymologies of Afoul | audio pronunciations of Afoul | example sentences for Afoul.
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.