X

معنی و ترجمه کلمه انگلیسی Advice به فارسی

به فارسی Advice ترجمه و معنی

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Advice

پند، اندرز، نصیحت، صوابدید، نظر، مصلحت اندیشی، صلاحدید
(معمولا جمع) اطلاعات، گزارش (ها)
رجوع شود به letter of advice
Consent
رضایت دادن، راضی بودن (به کاری)، تن در دادن
(در مورد پیشنهاد یا در خواست) موافقت کردن، اجابت کردن، اجازه دادن
رضایت، رضا، موافقت، اجازه، اذن، رضامندی
Age of consent
(حقوق) سن قانونی دختر (که قبل از آن عمل جنسی با او حتی اگر رضایت داده باشد زنای به عنف محسوب می شود)
Letter of advice
(بازرگانی) اطلاع نامه، اطلاعیه، اعلامیه، آگهنامه
And
و
با، به علاوه ی
(برای نشان دادن نتیجه یا مقایسه)
(عامیانه) که، تا
(قدیمی) سپس (در اول جمله)
And/or
و یا، یکی یا هر دو
Snakes and ladders (S- and L-)
(انگلیس) نوعی بازی کودکان (حرکت مهره ها با انداختن تاس تعیین می شود)
Adam-and-Eve
رجوع شود به puttyroot
Alpha and omega
اولین و آخرین حروف الفبای یونانی، آلفا و امگا (الف و یا)
آغاز و فرجام، اول و آخر
Antigua and Barbuda
کشور آنتیگوا و باربوداس (در دریای کارائیب)
1

ترجمه و معنی انگلیسی به انگلیسی Advice

جمله، مثال و اصطلاحات کاربردی با کلمه Advice

پانویس

معنی و مفهوم لغت Advice در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Advice به فارسی | کاربرد واژه Advice | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Advice | هم خانواده های کلمه انگلیسی Advice | مترادف کلمه Advice | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Advice | دیکشنری آنلاین Advice | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Advice در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Advice و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Advice to PERSIAN
online source for English definitions of Advice | synonyms of Advice in persian | word origins and etymologies of Advice | audio pronunciations of Advice | example sentences for Advice.
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.
تبلیغات متنی
ثبت نام آزمون تافل