X

معنی و ترجمه کلمه انگلیسی Admiralty به فارسی

به فارسی Admiralty ترجمه و معنی

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Admiralty

دریا سالاری، (مقام یا درجه یا اختیارات) دریا سالار
(انگلیس – با A بزرگ) نیروی دریایی، اداره ی نیروی دریایی
قوانین دریایی، دادگاه ناوگان تجاری
Brass
(فلز) برنج، پرنگ (آمیزه ی مس و روی)، سفید روی
هر چیز ساخته شده از برنج، برنجی، پرنگین
ساز بادی، نوازنده ی ساز بادی
پلاک برنجی، لوحه ی برنجی
گستاخی، توهین، پررویی
(خودمانی) افسران ارشد (ارتش)، کارمندان عالیرتبه
(مکانیک) بوش یا آستر یاتاقان، بالشتک
با برنج پوشاندن، پرنگ پوش کردن
Admiralty Islands
جزایر ادمیرالتی (Admiralties هم می گویند)
Brass band
گروه نوازندگان آلات موسیقی بادی
Brass hat
(ارتش) افسر ارشد، تیمسار
کارمند عالیرتبه
Brass knuckles
پنجه بکس
Brass tacks
(عامیانه) اصول اساسی، رئوس مطالب
Top brass
(به ویژه ارتش) بلند پایگان، امرا، کهبدان، پایوران

ترجمه و معنی انگلیسی به انگلیسی Admiralty

جمله، مثال و اصطلاحات کاربردی با کلمه Admiralty

پانویس

معنی و مفهوم لغت Admiralty در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Admiralty به فارسی | کاربرد واژه Admiralty | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Admiralty | هم خانواده های کلمه انگلیسی Admiralty | مترادف کلمه Admiralty | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Admiralty | دیکشنری آنلاین Admiralty | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Admiralty در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Admiralty و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Admiralty to PERSIAN
online source for English definitions of Admiralty | synonyms of Admiralty in persian | word origins and etymologies of Admiralty | audio pronunciations of Admiralty | example sentences for Admiralty.
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.
تبلیغات متنی
ثبت نام آزمون تافل