X

معنی و ترجمه کلمه انگلیسی Administered به فارسی

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Administered

گذشته فعل Administer، اداره کرد، بکار برد، اجرا کرد

ترجمه و معنی انگلیسی به انگلیسی Administered

جمله، مثال و اصطلاحات کاربردی با کلمه Administered

پانویس

معنی و مفهوم لغت Administered در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Administered به فارسی | کاربرد واژه Administered | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Administered | هم خانواده های کلمه انگلیسی Administered | مترادف کلمه Administered | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Administered | دیکشنری آنلاین Administered | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Administered در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Administered و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Administered to PERSIAN
online source for English definitions of Administered | synonyms of Administered in persian | word origins and etymologies of Administered | audio pronunciations of Administered | example sentences for Administered.
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.
تبلیغات متنی
ثبت نام آزمون تافل