معنی و ترجمه کلمه انگلیسی Administer به فارسی

ترجمه، معنی و مفهوم لغت انگلیسی Administer به فارسی در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Administer به فارسی | کاربرد واژه انگلیسی Administer به فارسی | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Administer

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Administer

اداره کردن، مدیریت کردن، فرمداری کردن
(تنبیه و اعدام و غیره) اجرا کردن، کار ترازی کردن
نظارت کردن بر، دادن
(مراسم تحلیف و غیره را) سرپرستی کردن
رسیدگی کردن، پرستاری کردن، یاری کردن
(حقوق) به عنوان مباشر (یا امین ترکه یا متولی) عمل کردن

ترجمه و معنی انگلیسی به انگلیسی Administer

جمله، مثال و اصطلاحات کاربردی با کلمه Administer

پانویس

معنی و مفهوم لغت Administer در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Administer به فارسی | کاربرد واژه Administer | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Administer | هم خانواده های کلمه انگلیسی Administer | مترادف کلمه Administer | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Administer | دیکشنری آنلاین Administer | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Administer در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Administer و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Administer to PERSIAN
online source for English definitions of Administer | synonyms of Administer in persian | word origins and etymologies of Administer | audio pronunciations of Administer | example sentences for Administer.
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.