X

معنی و ترجمه کلمه انگلیسی Addicted به فارسی

به فارسی Addicted ترجمه و معنی

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Addicted

خوگرفته، اموخته ومعتاد، تسلیم شده
Opium
تریاک، افیون
(مجازی) هرچیز آرام بخش یا رخوت آور
Opium poppy
(گیاه شناسی) خشخاش، کوکنار (Papaver somniferum)
To
به، به سوی، به طرف، به جهت، به سمت، به صوب، جانب
بر
تا، تاسرحد
در، درسوی
برای، به منظور
در معرض، در برابر
در نظر (من یا شما و غیره)، برای (من و شما و غیره)
همراه، با، همراه با موسیقی
برابر با (( ا )) در فارسی، مال 0
از 1
در، در هر 2
زی 3
با 4
نشان مصدر فعل : – کردن 5
در نزدیکی، در مجاورت، نزدیک، شاهد
To-
(مهجور) پیشوند: بسیار، کاملا
Smoking gun
(عامیانه)مدرک غیر قابل انکار، دلیل گناه، اثبات جرم
Smoking jacket
روب دوشامبر (مردانه)
Smoking lamp
(سابقا) فانوس که در عرشه ی کشتی روشن می کردند و نشان این بود که استعمال دخانیات آزاد است
Smoking room
اتاق ویژه ی استعمال دخانیات
How-to
خودآموز، آموزان (به ویژه کتابی که درباره ی کارهای دستی آموزش عملی می دهد)
1

ترجمه و معنی انگلیسی به انگلیسی Addicted

جمله، مثال و اصطلاحات کاربردی با کلمه Addicted

پانویس

معنی و مفهوم لغت Addicted در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Addicted به فارسی | کاربرد واژه Addicted | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Addicted | هم خانواده های کلمه انگلیسی Addicted | مترادف کلمه Addicted | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Addicted | دیکشنری آنلاین Addicted | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Addicted در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Addicted و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Addicted to PERSIAN
online source for English definitions of Addicted | synonyms of Addicted in persian | word origins and etymologies of Addicted | audio pronunciations of Addicted | example sentences for Addicted.
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.
تبلیغات متنی
ثبت نام آزمون تافل