X

معنی و ترجمه کلمه انگلیسی Active duty به فارسی

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Active duty

خدمت تمام وقت، خدمت زیر پرچم
Active
کنشور، در حال کار، مشغول عمل، به کار انداخته شده
قادر به عمل، حاضر به خدمت، موثر، کنا
فعال، فعالانه، پر جنب و جوش، جدی، پرتکاپو، ساعی، کاری، پویا، سریع الانتقال، سریع، چابک
دایر، عملی، پابرجا، به قوت خود باقی (بودن)
(دستور زبان) معلوم (در مقابل مجهول)
عضو فعال (سازمان یا حزب و غیره)
Duty
وظیفه، بایستگی، کارداد
کار، خدمت
مالیات، عوارض، ساو، باژ
(به ویژه در ارتش) ماموریت، گماردگی
(مکانیک) کارایی (مقدار کاری که موتور در شرایط معین انجام می دهد)، بازده
رجوع شود به duty of water
Active immunity
(مصونیت نسبت به بیماری در اثر تولید پادتن ها در بدن – با passive immunity مقایسه شود) ایمنی کنشور
Surface-active
(شیمی) فعال در سطح، روکنشی
Death duty
مالیات بر ارث (بیشتر می گویند: inheritance tax)
Duty-free
معاف از مالیات (یا عوارض گمرکی)، بخشوده از مالیات
Heavy-duty
پردوام، محکم، ویژه ی کارهای سنگین یا هوای بد

ترجمه و معنی انگلیسی به انگلیسی Active duty

جمله، مثال و اصطلاحات کاربردی با کلمه Active duty

پانویس

معنی و مفهوم لغت Active duty در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Active duty به فارسی | کاربرد واژه Active duty | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Active duty | هم خانواده های کلمه انگلیسی Active duty | مترادف کلمه Active duty | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Active duty | دیکشنری آنلاین Active duty | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Active duty در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Active duty و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Active duty to PERSIAN
online source for English definitions of Active duty | synonyms of Active duty in persian | word origins and etymologies of Active duty | audio pronunciations of Active duty | example sentences for Active duty.
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.