تعریف، مترادف، متضاد، مشابه کلمه itch به انگلیسی


تعریف، مترادف، متضاد، مشابه کلمه itch به انگلیسی

در این قسمت می توانید ریشه کلمه itch، معنی کلمه itch به انگلیسی، تعریف کلمه itch به انگلیسی، مترادف itch و متضاد itch، و همچنین مشابه انگلیسی کلمه itch و معنی نزدیک و معنی دور itch را در دیکشنری آنلاین و رایگان EnglishVocabulary.ir مشاهده نمائید.

An itch is an unpleasant tingly sensation that makes you want to scratch. If you’re allergic to poison ivy and you go hiking through a field of it, you’ll have a terrible itch all over your legs.
Sometimes people confuse itch and scratch. An itch is the sensation that causes you to scratch, and when itch is a verb, it either means “to feel or sense an itch,” or “to have a strong, restless urge,” as when you itch to try out your uncle’s motorcycle. Somehow, the word itch arose from its Old English root gicce, or gycce, “an itch.”
Definitions of itch

1

n an irritating cutaneous sensation that produces a desire to scratch

Synonyms:
itchiness, itching
Types:
pruritus

an intense itching sensation that can have various causes (as by allergies or infection or lymphoma or jaundice etc.)
pruritus ani

chronic itching of the skin around the anus
pruritus vulvae

persistent itching of the external female genitalia
Type of:
cutaneous sensation, haptic sensation, skin sensation

a sensation localized on the skin

n a contagious skin infection caused by the itch mite; characterized by persistent itching and skin irritation

“he has a bad case of the itch
Synonyms:
scabies
Type of:
infection

the pathological state resulting from the invasion of the body by pathogenic microorganisms

n a strong restless desire

Synonyms:
urge
Type of:
desire

the feeling that accompanies an unsatisfied state

v scrape or rub as if to relieve itching

Synonyms:
rub, scratch
Type of:
irritate

excite to an abnormal condition, or chafe or inflame

v have or perceive an itch

“I’m itching–the air is so dry!”
Types:
tickle, titillate, vellicate

touch (a body part) lightly so as to excite the surface nerves and cause uneasiness, laughter, or spasmodic movements
prickle, tingle

cause a stinging or tingling sensation
Type of:
ache, hurt, smart

be the source of pain

v cause to perceive an itch

“his skin itched

v have a strong desire or urge to do something

“She is itching to start the project”
Synonyms:
spoil
Type of:
desire, want

feel or have a desire for; want strongly














جمله انگلیسی با itch

حفظ لغت itch به تنهایی، تأثیر مثبتی کمی در مهارت مکالمه و یادگیری زبان انگلیسی دارد. همانطور که می‌دانید هر لغت در زبان انگلیسی، معانی مختلف و گاهی هم، متناقض دارد. حتی حفظ معانی مختلف یک لغت نمی‌تواند در زبان‌آموز مهارت ترجمه و مکالمه را پرورش دهد. بعنوان مثال معنی و ترجمه itch به فارسی .

همچنین افراد اقدام به ساخت لیست واژگان زبان انگلیسی می کنند، بعنوان مثال لیست واژگان آزمون تافل، لیست واژگان آزمون جی آر ای، لیست واژگان آزمون SAT و یا لیست واژگان عمومی زبان انگلیسی. در قدمهای ابتدایی یادگیری زبان انگلیسی ممکن است مفید باشد ولی همواره برای کسی که کسب نمره بالای آزمونی هدفش است و یا بطور تخصصی خواستار یادگیری زبان انگلیسی می باشد، توصیه شده است که کلمات را به تنهایی حفظ نکنند و بیشتر در کاربرد کلمات در جملات تمرکز کنند.

برای آنکه زبان‌آموز بتواند از لغاتی که یاد گرفته‌است، به نحو احسن استفاده کند، باید لغت itch را در جملات مختلف یاد بگیرد و از این طریق، معانی مختلف لغت itch با توجه به کاربردهایش به خاطر سپرده می‌شود. لذا شما می توانید بیش از ده ها جمله انگلیسی با itch را مشاهده نمائید.

چک کردن معنی انگلیسی به انگلیسی itch در دیکشنری های معتبر خارجی

دراین قسمت می توانید براحتی اقدام به چک کردن معنی انگلیسی به انگلیسی کلمه itch، مشاهده جمله با itch، انواع اصطلاح با itch، ضرب المثل با itch، ریشه کلمه itch و تاریخچه پیدایش کلمه itch را در دیکشنری های آنلاین انگلیسی به انگلیسی معتبر برای کلمه itch مشاهده نمائید:



بازی یادگیری زبان انگلیسی