EnglishVocabulary.ir


کالوکیشن های انگلیسی "food"



فرد نیتو انگلیسی زبان ( فردی که زبان انگلیسی، زبان مادری اش می باشد) در زمان استفاده از لغت "food" در جمله، از کالوکیشن های "food" ( همایند های "food"، کلمات همنشین "food") استفاده می کند. به همین دلیل هم هست که جمله ی این فرد نیتیو نسبت به زبان آموزی که از کالوکیشن های "food" در گفتار یا نوشتار خود استفاده نمی کند، صحیح، طبیعی تر و همچنین زیباتر بنظر می رسد. در ذیل کالوکیشن های "food" یا همان collocation with food; بصورت کامل همراه با مثال آورده شده است.


food noun

ADJ.

delicious, excellent, good, superb, tasty, wonderful | favourite | decent | adequate, enough, sufficient
Everyone has the right to adequate food and clean water.
| ample | basic, everyday, staple
lower fat alternatives to everyday foods Retail prices of staple foods remain unchanged.
| plain, simple | exotic, speciality | fine, gourmet, quality
Our restaurant serves the finest food.
| cheap | bad, poor, unhealthy | healthy, nourishing, nutritious, proper, the right, wholesome
Healthy food can and should be delicious Lack of proper food led to much illness among seamen. It's is important to get plenty of exercise and to eat the right foods.
| diet, health
Essential oils can be bought from most good health food shops
| rabbit
(informal, disapproving) My father preferred to eat meat and hated rabbit food (= lettuce and other raw vegetables normally found in salads).
| fast, junk, snack, takeaway | hot | cold | raw, uncooked | leftover | rotten | fresh | natural | organic | frozen | canned, tinned | processed | convenience, ready-made, ready-prepared | fatty, fried, starchy, stodgy
She is trying to cut down on fatty foods.
| high-calorie, rich
Avoid rich foods like pastries.
| sugary, sweet | savoury, spicy | Greek, Indian, etc. | vegetarian | genetically-modified
Campaigners are challenging the safety of genetically-modified foods.
| animal, vegetable
Omnivores are able to eat animal or vegetable food.
| solid
The baby refuses to swallow any solid food.
| baby | cat, dog, fish, pet | hospital, party, prison, pub, restaurant | imported

QUANT.

portion, plate | morsel, scrap
They moved from village to village begging scraps of food.

VERB + FOOD

consume, eat, have
the amount of food that an average family consumes in a week You should eat more fresh foods. She had had no food for two days.
| enjoy, like
He obviously enjoys good food.
| live on
people who live on junk food
| be off, go off
The dog has gone off its food.
| avoid, cut down on, cut out | be/go short of, run short of
The city was under siege and began to run short of food.
| be without, go without, live without
We had been days without food.
| offer (sb)
The centre offers food and accommodation for students. |
give sb, provide (sb with), serve (sb), supply (sb with) a
restaurant that serves good healthy food Thanks to international aid, the town had been supplied with food for nine months.
| feed sb/sth (on)
He always fed Whiskers the best cat food. She fed her baby on wholesome food.
| handle
Always take great care when handling food.
| cook, do, make, prepare
A lot of people can't be bothered to cook good food. Who's doing the food for the party?
| smell, taste
Taste the food and tell me what you think.
| cut (up)
Please cut up the food for your baby sister.
| pick at
He had lost his appetite and picked at his food. |
play with
Stop playing with your food like a baby!
| chew | swallow | bolt, gulp (down)
She told the kids not to gulp down their food.
| digest | order
They sat down at the restaurant table and immediately ordered their food.
| grow | import | beg (for), hunt for, look for, search for, scavenge for
The female eagle broods and the male hunts for food.
| find
Most mammals use their sense of smell to find food.
| keep, store
Keep food fresher for longer with our new sealable containers. Bears store food for the winter.
| put out
He put out food for the birds.
| share

FOOD + VERB

smell, taste
Does the food taste good?
| be in short supply, be short
We have strikes, food is short and the queues grow longer.
| run out

FOOD + NOUN

resource, source, supply
Fruits are an important food source for bats. The seaside fish market is a ready food supply for scavenging seabirds.
| supplies
The UN has b
| stuff foodstuff)
(also Many basic foodstuffs, such as bread and milk, are tax-free.
| crop, plant
Peasants were encouraged to grow basic food crops such as beans and corn.
| product
The labels on food products give a lot of information about their nutritional content.
| consumption | intake
His doctor warned him to reduce his daily food intake.
| preparation | hygiene, safety | scare
There has been a food scare over salmonella in eggs.
| distribution | crisis, shortage | rationing, rations | industry, market
The country intends to increase its share of the European food market.
| manufacturing, production | company, manufacturer, producer | market, outlet, retailer, shop, store, supplier
Britain's first organic food market a fast food outlet
| prices | bill
I am trying to cut my weekly food bill by one third.
| policy
EU food policy
| poisoning | additives | colouring | processor
Blend the egg yolks, lemon juice and herbs in a food processor.
| chain
Plankton is at the bottom of the marine food chain.

PREP.

for ~
killing animals for food
| without ~
After three days without food, the men were close to starvation.

PHRASES

food and drink
Gina had prepared food and drink for the work party.
| food and water
Food and water were running out.
| food and wine
The Dordogne region is famous for its food and wine.
| a smell of food
There was a smell of food from the kitchen
| a supply of food
The ocean provided the villagers with an endless supply of food.
| the taste of food
the characteristic taste of our food




کالوکیشن های مرتبط با food در زبان انگلیسی

کالوکیشن های fool کالوکیشن های foolish کالوکیشن های foolproof کالوکیشن های foot کالوکیشن های football کالوکیشن های footballer کالوکیشن های foothold کالوکیشن های footing کالوکیشن های footpath کالوکیشن های footprint

نکاتی در خصوص کالوکیشن (همایند یا کلمات همنشین) "food" در انگلیسی


نکته 1- وقتی دو یا چند کلمه بارها در کنار "food" به کار می روند، آن‌ها را کالوکیشن "food" در انگلیسی (Collocation "food") یکدیگر می نامند. کالوکیشن "food" در فارسی به همایند و «کلمه‌هایی که با "food" می‌آیند.» ترجمه شده است.

فرض کنید کسی که فارسی زبان نیست به کمک یک واژه‌نامه با زبان فارسی آشنا شود. او معنی کلمه‌ی زمین و معنی خوردن را می‌فهمد. اما قاعدتاً تا زمانی که زمین خوردن را نبیند، نمی‌تواند تصور کند که چنین ترکیبی در زبان ما استفاده می‌شود و به معنای خوردن زمین نیست. جالب این‌جاست که وقتی هم زمین خوردن را یاد بگیرد،‌ احتمالاً با شنیدن واژه‌ی زمین خوار گمراه خواهد شد. چون فکر می‌کند زمین‌خوار کسی است که مدام زمین را می خورد. او حتی اگر گوشت‌خوار و گیاه‌خوار را هم بداند باز نمی‌تواند بین معنای آن‌ها و ترکیب زمین‌ خوار ارتباط خاصی برقرار کند.

اگر این واژه‌ها برای ما عادی است به این علت است که بارها زمین خوردن را شنیده‌ایم و خوانده‌ایم و به کار برده‌ایم. زمین خوار برای ما واژه‌ی کاملاً متفاوتی است و به هیچ وجه در ذهن ما کوچک‌ترین ارتباط معنایی با زمین خوردن ندارد. همین مسئله در زبان انگلیسی هم وجود دارد.

مثال‌ها زیادند. اما برای کسی که آشنایی چندانی با زبان انگلیسی ندارد، ممکن است برای بیان باراش شدید به انگلیسی Heavy rain و Strong rain هر دو درست به نظر برسند. یا اینکه نتواند به سادگی حدس بزند که قهوه‌ی سنگین را باید Bitter coffee بنامد یا Heavy coffee یا Strong coffee.


نکته 2- دقت داشته باشید که کالوکیشن های "food" محدود به حروف اضافه یا محدود به اصطلاحات یا ضرب‌المثل‌ها نیست. هر ترکیبی از واژه‌ها که بارها با "food" و یا در کنار "food" به کار می‌روند یک کالوکیشن "food" را تشکیل می‌دهند.


اهمیت یادگیری کالوکیشن های "food"

چرا یادگیری کالوکیشن های "food" در زبان انگلیسی از اهمیت والایی برخوردار است؟

چون با یادگیری کالوکیشن ها، همایند یا کلمات هم نشین "food"، زبان شما طبیعی تر و قابل فهم تر می شود؛ در هنگام صحبت کردن به انگلیسی روش های متنوع و غنی تری برای بیان نظرخود خواهید داشت و در نهایت، برای ذهن زبان آموز راحت ترین روش یادگیری لغت "food"، استفاده از آن در گروه کلمات یا همان کالوکیشن های "food" می باشد.


ترجمه فارسی به انگلیسی لغات دوستی و عشق
ترجمه فارسی به انگلیسی لغات نسبت های فامیلی و خانواده
ترجمه فارسی به انگلیسی لغات مناسبت ها و روزهای خاص
ترجمه فارسی به انگلیسی لغات ورزش فوتبال

نحوه یادگیری کالوکیشن های انگلیسی "food"

1- کالوکیشن های "food" را یاد بگیرید و سعی کنید هنگام شنیدن یا خواندن، آن ها را بیابید.

2- کلمات هم نشین "food" را به صورت یک کلمه ی واحد در نظر بگیرید. مثلا عبارت “strongly support” را به صورت یک کلمه یادگرفته و به خاطر بسپارید، نه به صورت “strongly” + “support”

3- وقتی در مسیر یادگیری زبان انگلیسی، کلمه ی جدیدی فرا میگیرید، سعی کنید کالوکیشن های آن کلمه در زبان انگلیسی را پیدا کنید و در دفترچه خود یادداشت کنید.

4- هرچه بیشتر بخوانید، بهتر است. خواندن راهی عالی برای یادگیری لغات و کالوکیشن های "food" می باشد.

5- لغات و کالوکیشن های جدیدی که فرا گرفته اید را دائما مرور کنید و استفاده از کالوکیشن های "food" را در جمله های مختلف تمرین کنید.

6- همانطور که در مورد یادگیری لغات همواره تأکید می شود، همایند یا collocationهای "food" را نیز در دسته بندی هایی که فکر میکنید برای شما مفیدتر است بیاموزید. مثلاً ترکیب ها و همایندهای مربوط به یک موضوع (زمانها، اعداد، آب و هوا، پول، خانواده، و …)

7- می‌توانیم سریعتر، طبیعی‌تر و بدون ترجمه کلمه به کلمه ( یعنی با استفاده از کالوکیشن‌ها) بنویسیم و صحبت کنیم. منظور از طبیعی صحبت کردن، استفاده از ترکیباتی هست که خود انگلیسی‌زبان ها استفاده می‌کنند؛ نه کلمات دیگری که ممکن است به ذهن ما برسد (مانند strong tea به جای powerful tea یا have a shower به جای go to shower).

8- یکی از دشواری‌های شنیدن در انگلیسی این است که کلمات انگلیسی وقتی پشت سر هم تلفظ می‌شوند، غالباً به هم می‌چسبند. درنتیجه بین کلمات مکث نخواهیم داشت تا بتوانیم کلمات را جداگانه بشنویم و تشخیص دهیم. به همین دلیل، شنیدن تلفظ کالوکیشن‌ها و آشنا بودن با آن، مهارت شنیداری ما را تقویت می‌کند. وقتی صدای /raɪtənoʊte/ را می‌شنویم می‌دانیم عبارت write a note تلفظ شده است (raɪt ə noʊe).

9- بعد از بلد بودن تعداد زیادی کالوکیشن برای "food"، کوچکترین واحد اولیه برای خواندن، شنیدن، نوشتن و صحبت کردن، کالوکیشن "food" خواهد بود، نه لغت "food". یعنی ما درگیر تک تک کلمات نخواهیم بود. به جای آن، با یک تلاش و ارجاع به حافظه، ترکیبی از کلمات رایج را استخراج خواهیم کرد. همچنین غالباً درگیر چیدن کلمات در کنار هم نخواهیم بود بلکه به سرعت، ترکیبی از کلمات را بیان خواهیم کرد.


پس تکرار می‌کنیم: هر چقدر کالوکیشن‌های بیشتری برای "food" بلد باشیم، سریعتر، مطمئن‌تر، روان‌تر و مسلط تر به زبان انگلیسی صحبت خواهیم کرد.


ترجمه مهمترین کلمات فارسی به انگلیسی

سلام به انگلیسی من به انگلیسی سیب به انگلیسی دختر به انگلیسی مادر به انگلیسی عشق به انگلیسی زبان به انگلیسی خاله به انگلیسی توت فرنگی به انگلیسی درخت به انگلیسی ساعت به انگلیسی گربه به انگلیسی سگ به انگلیسی رفیق به انگلیسی قلب به انگلیسی دریا به انگلیسی پروانه به انگلیسی صندلی به انگلیسی حمام به انگلیسی گاو به انگلیسی خوبی به انگلیسی ایران به انگلیسی پدر به انگلیسی زیبا به انگلیسی خانم به انگلیسی خدا به انگلیسی دایی به انگلیسی

– همواره سعی کنید در مکالمه و یا ترجمه فارسی به انگلیسی، از ساختار و کلماتی استفاده نمائید که خود افراد انگلیسی زبان (نیتیو) آن ساختار و کلمات را بکار می برند.

طبیعی است که برای این هدف لازم است شخص ترجمه کننده آنقدر متن انگلیسی خوانده باشد و نسبت به کالوکیشن ها و همایندهای زبان انگلیسی آشنا باشد تا بتواند به مانند انگلیسی زبان های نیتیو، مفهوم را منتقل کند.

مجدداً تاکید میکنیم که صرفاً با ابتکار و خلاقیت های شخصی، بدون تسلط به کالوکیشن های زبان انگلیسی به هیچ وجه این امر میسر نخواهد بود.



سوالات متداول کالوکیشن های food

در این قسمت مهمترین سوالاتی که در خصوص کالوکیشن، همایند یا کلمات همنشین food در زبان انگلیسی پرسیده می شود آورده شده است. امیدواریم با مطالعه این پاسخ ها به جواب مورد نظرتان دست پیدا کنید.


کالوکیشن "food" به دو یا چند کلمه گفته می‌شود که با "food" استفاده می‌شوند بطوری که بین آنها ارتباط معنایی وجود دارد. در واقع ارتباط بین این کلمات براساس استفاده و هم‌نشینی آنها در متون مختلف می‌باشد. این ترکیبات برای گویندگان و شنوندگان زبان مادری کاملا طبیعی به نظر می‌رسند.

دانستن کالوکیشن‌های رایج "food"، علاوه بر چهار مهارت اصلی مربوط به زبان (خواندن، شنیدن، نوشتن، صحبت کردن)، حتی هنگام ترجمه بین انگلیسی و فارسی هم مفید است. چون به جای ترجمه تحت‌الفظی و کلمه به کلمه جمله با "food"، کالوکیشن‌ها و ترکیبات را ترجمه خواهیم کرد و در نتیجه ترجمه روان‌تر و قابل‌فهم‌تری خواهیم داشت. یک فایده دیگر بلد بودن کالوکیشن "food" مربوط به کاهش احتمال فراموشی لغت "food" است. وقتی کلمه جدید "food" را همراه با کلمات مرتبط دیگری یاد می‌گیریم، بین کلمه "food" و سایر کلمات یک ارتباط شکل می‌گیرد. این ارتباط، احتمال فراموشی را کم می‌کند و سرعت به یادآوری آن عبارت را بیشتر می‌کند. چون ممکن است با به یادآوردن هر کدام از کلمات آن عبارت، کل عبارت را به خاطر بیاوریم.

1- کالوکیشن های "food" را یاد بگیرید و سعی کنید هنگام شنیدن یا خواندن، آن ها را بیابید. 2- کلمات هم نشین "food" را به صورت یک کلمه ی واحد در نظر بگیرید. مثلا عبارت “strongly support” را به صورت یک کلمه یادگرفته و به خاطر بسپارید، نه به صورت “strongly” + “support” و ...


در صورتیکه این مطلب برای شما مفید بود، به ما امتیاز بدهید.


آموزش درآمد دلاری از گوگل با حسام عالمیان





© کپی رایت 2017 - 2022 , کلیه حقوق محفوظ است | طراحی شده توسط حسام عالمیان