- چگونه به انگلیسی در مورد سرگرمیها و علایق خود صحبت کنیم؟
- چه سوالاتی میتوانیم برای پرسیدن درباره سرگرمیهای دیگران استفاده کنیم؟
- رایجترین لغات و اصطلاحات برای توصیف فعالیتهای مورد علاقه چه هستند؟
- چطور یک مکالمه طبیعی و جذاب در مورد سرگرمیها داشته باشیم؟
در این مقاله، به تمام این سوالات به طور کامل پاسخ خواهیم داد. توانایی صحبت در مورد سرگرمی ها و علایق شخصی یکی از بهترین راهها برای شکستن یخ در مکالمات و شناخت بهتر دیگران است. چه در یک مصاحبه کاری باشید، چه در یک مهمانی دوستانه، این موضوع همیشه راهی عالی برای ایجاد ارتباط است. ما به شما کمک میکنیم تا با اعتماد به نفس و دایره واژگان مناسب، سرگرمیهای خود را توصیف کنید، درباره علایق دیگران بپرسید و مکالمهای روان و دلنشین را شکل دهید. با ما همراه باشید تا تمام نکات کلیدی را بیاموزید.
چطور سرگرمی خود را به انگلیسی معرفی کنیم؟
وقتی میخواهید درباره سرگرمیهایتان صحبت کنید، ساختارهای مختلفی وجود دارد که میتوانید از آنها استفاده کنید. انتخاب ساختار مناسب به نوع سرگرمی و میزان علاقهی شما بستگی دارد. در ادامه چند روش رایج و کاربردی را بررسی میکنیم.
استفاده از افعال ساده و رایج
سادهترین راه برای بیان سرگرمی، استفاده از افعال ساده مانند “I like”، “I love” یا “I enjoy” است. بعد از این افعال، معمولاً از شکل ing دار فعل (gerund) یا اسم استفاده میشود.
- I enjoy reading books. (من از کتاب خواندن لذت میبرم.)
- I like playing the guitar. (من گیتار زدن را دوست دارم.)
- I love gardening. (من عاشق باغبانی هستم.)
این ساختار بسیار مستقیم و قابل فهم است و برای شروع صحبت در مورد سرگرمی ها کاملاً مناسب است.
استفاده از عبارات برای نشان دادن علاقه شدید
اگر به یک سرگرمی علاقه زیادی دارید و میخواهید این شور و اشتیاق را نشان دهید، میتوانید از عبارات قویتری استفاده کنید.
- I’m really into photography. (من واقعاً به عکاسی علاقهمندم.)
- I’m a big fan of hiking. (من از طرفداران پر و پا قرص کوهنوردی هستم.)
- I’m passionate about cooking. (من شیفتهی آشپزی هستم.)
- Painting is my thing. (نقاشی چیزیه که واقعاً بهش علاقه دارم / کار منه.)
توصیف سرگرمی در اوقات فراغت
گاهی اوقات میخواهید بگویید که در زمانهای آزاد خود چه کاری انجام میدهید. در این حالت، عبارات زیر بسیار کاربردی هستند:
- In my free time, I usually watch movies. (در اوقات فراغتم، معمولاً فیلم تماشا میکنم.)
- When I have some spare time, I like to go for a run. (وقتی کمی وقت آزاد دارم، دوست دارم برای دویدن بروم.)
- I spend a lot of my time working on my blog. (من زمان زیادی را صرف کار کردن روی وبلاگم میکنم.)
سوالات کلیدی برای پرسیدن درباره سرگرمی دیگران
بخش مهمی از صحبت در مورد سرگرمی ها، پرسیدن سوالات مناسب از طرف مقابل است. این کار نه تنها به شما کمک میکند تا مکالمه را ادامه دهید، بلکه نشاندهنده علاقه شما به شناخت بیشتر اوست.
سوالات عمومی و ساده
- What do you do for fun? (برای سرگرمی چه کار میکни؟)
- What are your hobbies? (سرگرمیهای شما چیست؟)
- What do you like to do in your free time? (دوست داری در اوقات فراغتت چه کار کنی؟)
سوالات جزئیتر برای ادامه مکالمه
بعد از اینکه شخص سرگرمی خود را بیان کرد، میتوانید با پرسیدن سوالات جزئیتر، مکالمه را عمیقتر کنید.
- How long have you been doing that? (چه مدت است که این کار را انجام میدهی؟)
- What got you into it? (چه چیزی باعث شد به این کار علاقهمند شوی؟)
- Do you do it with anyone? (آیا این کار را با کسی انجام میدهی؟)
- Are you good at it? (آیا در آن مهارت داری؟)
- What do you like most about it? (چه چیزی را در مورد آن بیشتر از همه دوست داری؟)
لغات و عبارات کاربردی برای توصیف سرگرمیها
داشتن دایره لغات مناسب به شما کمک میکند تا سرگرمی خود را بهتر و دقیقتر توصیف کنید. در اینجا فهرستی از کلمات و عبارات مفید آورده شده است.
صفات برای توصیف سرگرمی
میتوانید از این صفات برای بیان حس و حال خود نسبت به سرگرمیتان استفاده کنید:
- Relaxing: آرامشبخش (e.g., Fishing is very relaxing.)
- Creative: خلاقانه (e.g., I find painting to be a very creative hobby.)
- Challenging: چالشبرانگیز (e.g., Playing chess is quite challenging.)
- Exciting: هیجانانگیز (e.g., Skiing is an exciting activity.)
- Rewarding: رضایتبخش، ارزشمند (e.g., Volunteering is a rewarding experience.)
- Therapeutic: درمانی، تسکیندهنده (e.g., For me, gardening is therapeutic.)
افعال مرتبط با سرگرمیها
این افعال به شما کمک میکنند تا در مورد شروع، ادامه یا انجام یک سرگرمی صحبت کنید.
- To take up a hobby: شروع کردن یک سرگرمی (e.g., I decided to take up photography.)
- To get into something: به چیزی علاقهمند شدن (e.g., I got into yoga last year.)
- To be keen on something: به چیزی مشتاق بودن (e.g., She’s keen on learning new languages.)
- To give something up: کنار گذاشتن چیزی (e.g., I had to give up playing football due to my injury.)
طبقهبندی انواع سرگرمیها (Types of Hobbies)
برای سهولت در یادگیری و استفاده، سرگرمیها را میتوان در دستههای مختلفی قرار داد. در جدول زیر برخی از رایجترین انواع سرگرمیها به همراه مثال آورده شده است.
| دسته سرگرمی (Category) | مثالها (Examples) |
|---|---|
| Creative Hobbies (سرگرمیهای خلاقانه) | Painting, Drawing, Photography, Writing, Playing a musical instrument (e.g., guitar, piano), Pottery, Calligraphy |
| Active & Sports Hobbies (سرگرمیهای ورزشی و فعال) | Hiking, Swimming, Cycling, Running, Dancing, Yoga, Martial arts, Playing sports (e.g., soccer, basketball) |
| Relaxing & Indoor Hobbies (سرگرمیهای آرامشبخش و خانگی) | Reading, Watching movies, Listening to music, Cooking, Baking, Gardening, Knitting, Solving puzzles (e.g., Sudoku, crosswords) |
| Collecting Hobbies (سرگرمیهای جمعآوری) | Collecting stamps, Collecting coins, Collecting antiques, Collecting postcards |
| Educational Hobbies (سرگرمیهای آموزشی) | Learning a new language, Learning to code, Watching documentaries, Taking online courses |
نمونه مکالمه در مورد سرگرمیها و علایق
برای درک بهتر نحوه استفاده از این عبارات در یک مکالمه واقعی، به دو نمونه زیر توجه کنید.
مکالمه شماره ۱: یک گفتگوی دوستانه
Alex: So, Sara, what do you usually do in your free time?
Sara: Well, I’m really into photography. I love capturing beautiful moments.
Alex: Oh, that sounds interesting! How long have you been doing that?
Sara: I took it up about three years ago. I started with my phone, but last year I bought a professional camera.
Alex: That’s cool! Are you good at it?
Sara: I’m still learning, but I think I’m getting better. It’s a very rewarding hobby. What about you? What do you do for fun?
Alex: I’m a big fan of hiking. I try to go to the mountains every other weekend.
Sara: Wow, that must be very challenging but also relaxing.
Alex: Exactly! It helps me clear my mind.
مکالمه شماره ۲: در یک مصاحبه شغلی
Interviewer: To get to know you a bit better, could you tell me about some of your hobbies or interests outside of work?
Candidate: Of course. In my spare time, I really enjoy reading non-fiction books, especially about history and technology. I find it helps me stay informed and learn new perspectives.
Interviewer: That’s a great hobby. Anything else?
Candidate: Yes, I also play chess. It’s a very strategic game and I believe it has improved my problem-solving skills, which I find useful in my professional life as well.
Interviewer: I see. That’s very impressive. Thank you for sharing.
همانطور که میبینید، صحبت در مورد سرگرمی ها میتواند اطلاعات زیادی در مورد شخصیت، مهارتها و علایق یک فرد به ما بدهد و راهی عالی برای ایجاد ارتباطات عمیقتر است. با تمرین این عبارات و سوالات، شما نیز میتوانید به راحتی و با اعتماد به نفس در این مورد صحبت کنید.




سلام، ممنون از مقاله خوبتون. همیشه مشکل داشتم که چطور بگم ‘به چیزی علاقه دارم’. آیا “I’m interested in…” و “I’m keen on…” دقیقاً یک معنی دارن یا تفاوت ظریفی بینشون هست؟
سلام سارا جان، سوال خیلی خوبی پرسیدی. هر دو به معنای علاقه هستند اما “keen on” کمی خودمانیتر و تاکید بیشتری روی شور و اشتیاق دارد. مثلاً: “I’m interested in history” (به تاریخ علاقه دارم) و “I’m keen on playing football” (عاشق فوتبال بازی کردن هستم). میتوانید برای بیان علاقههای قویتر از “keen on” استفاده کنید.
عالی بود! دقیقاً چیزی بود که لازم داشتم. دفعه بعد که با یک انگلیسیزبان صحبت کنم، حتماً از این جملات استفاده میکنم.
کاش چند تا جمله هم برای پرسیدن در مورد “unusual hobbies” یا سرگرمیهای خاصتر میذاشتید. مثلاً اگه کسی بگه “I enjoy collecting antique stamps”، چطور میتونیم ادامه بدیم؟
مریم عزیز، نکته جالبی گفتی! برای ادامه دادن مکالمه در مورد سرگرمیهای خاص، میتونی از سوالاتی مثل “That sounds fascinating! How did you get into that?” یا “What do you find most enjoyable about it?” استفاده کنی. این جملات نشان میدهند که واقعاً علاقهمند به شنیدن هستی و کنجکاوی داری.
سلام. در مورد “My hobbies include…” آیا همیشه باید بعدش فعل ing دار بیاد؟ مثلاً میشه گفت “My hobbies include reading and photography”؟
بله رضا جان، سوالت کاملاً بجاست. بعد از “My hobbies include…” معمولاً از اسم یا فعل ing دار (gerund) استفاده میشود. بنابراین “My hobbies include reading and photography” کاملاً صحیح و رایج است. احسنت به دقت شما!
خیلی ممنون از این راهنمای جامع. واقعاً کمک کرد که اعتماد به نفسم برای صحبت کردن در مورد خودم بالاتر بره.
“What do you do in your free time?” آیا این سوال خیلی غیررسمیه؟ برای یک مصاحبه کاری مناسبه؟
امیر عزیز، سوالت بجاست. “What do you do in your free time?” کمی غیررسمی است و برای مصاحبه کاری ممکن است خیلی مناسب نباشد. برای یک مصاحبه بهتر است از “What are your interests outside of work?” یا “What do you enjoy doing in your leisure time?” استفاده کنید که رسمیتر و حرفهایتر هستند.
من همیشه بین “pastime” و “hobby” گیج میشم. میشه لطفا تفاوتشون رو توضیح بدین؟
نازنین جان، این سوال رایجیه و ممنون که پرسیدی. “Hobby” معمولاً به یک فعالیت منظم و سازمانیافته اشاره داره که به طور جدی دنبال میشه (مثل جمعآوری تمبر، نقاشی). اما “Pastime” شامل فعالیتهای تفریحی سبکتری میشه که فقط برای گذراندن وقت و سرگرمی انجام میدیم، مثل تماشای تلویزیون یا گشت و گذار. هر hobby یک pastime هست، اما هر pastime یک hobby نیست!
سلام. تلفظ کلمه “leisure” چطوریه؟ بعضیها میگن “لیژر” و بعضیها “لژر”. کدوم درسته؟
حسین عزیز، تلفظ صحیح “leisure” در بریتانیایی معمولاً /’lɛʒər/ (مثل “لِژر”) و در آمریکایی معمولاً /’liːʒər/ (مثل “لیژر”) است. هر دو تلفظ در جهان انگلیسیزبان پذیرفته شدهاند، اما بستگی به لهجهای دارد که بیشتر میشنوید یا ترجیح میدهید.
این مقاله خیلی به موقع بود! دقیقاً داشتم به این فکر میکردم که چطور درباره سرگرمیهام توضیح بدم. ممنون از تیم Englishvocabulary.ir.
آیا میشه گفت “I like to do reading”؟ یا باید حتماً “I like reading” باشه؟
پژمان جان، سوال خوبی مطرح کردی. عبارت “I like reading” صحیح و رایجتر است. استفاده از “to do” قبل از gerund (reading) در این حالت طبیعی نیست و به گوش انگلیسیزبانها کمی عجیب میآید. پس “I like reading” یا “I like to read” را به کار ببرید.
مقاله به طور کامل به سوالاتم پاسخ داد. فقط یه سوال دیگه: آیا برای بیان “علاقه شدید” به غیر از “I’m passionate about…” عبارت دیگهای هم هست که بشه استفاده کرد؟
شیرین عزیز، خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. بله، برای بیان علاقه شدید میتونید از عباراتی مثل “I’m a big fan of…”, “I’m really into…”, “I absolutely love…”, یا “I’m obsessed with…” (البته این آخری کمی غیررسمی و برای بیان شور و شوق بسیار زیاد است) استفاده کنید.
نکات عالی برای شکستن یخ مکالمه. همیشه این قسمت برام سخت بود.
میشه چند تا اصطلاح (idiom) هم معرفی کنید که مربوط به hobbies باشه؟ مثلاً چیزی شبیه “kill time” ولی با معنی مثبتتر.
مهسا جان، سوالت عالیه! برای اشاره به انجام کاری با لذت در اوقات فراغت میتونیم از “to unwind” (آرام شدن)، “to let off steam” (تخلیه انرژی/عصبانیت) یا “to pursue a passion” (دنبال کردن یک علاقه شدید) استفاده کنیم. اینها بار معنایی مثبتتری نسبت به “kill time” دارند که بیشتر به معنی صرفاً گذراندن وقت است.
آیا تفاوتی بین “What are your hobbies?” و “What are your interests?” وجود داره؟ مثلاً کدوم یکی رسمیتره؟
سامان عزیز، بله، تفاوت ظریفی دارند. “What are your hobbies?” کمی مستقیمتر است و به فعالیتهای منظم و سرگرمکنندهای که انجام میدهید اشاره دارد. “What are your interests?” گستردهتر است و میتواند شامل موضوعات فکری، هنری یا هر چیزی که به آن علاقهمندید باشد، نه فقط فعالیتهای عملی. هر دو میتوانند در موقعیتهای مختلف استفاده شوند، اما “interests” کمی رسمیتر و جامعتر به نظر میرسد.
من همیشه از “I like” و “I love” استفاده میکردم. این همه گزینه جدید برای توصیف علاقه واقعاً کاربردیه. مرسی!
در مکالمه، اگه بخوایم بگیم “من هم همینطور” در جواب کسی که سرگرمیش رو گفته، چطور باید بگیم؟ مثلاً اگه بگه “I enjoy hiking”، من چطور بگم “منم همینطور”؟
نیما جان، برای گفتن “من هم همینطور” در پاسخ به “I enjoy hiking” میتونید از “Me too!” (خودمانی), “So do I” (رایجتر و کمی رسمیتر), یا “I do too” استفاده کنید. “So do I” از نظر گرامری صحیحتر است و نشاندهنده موافقت شماست.
چه اصطلاحاتی برای وقتی که میخوایم بگیم “از این سرگرمی دست کشیدم” یا “دیگه این کارو نمیکنم” میشه استفاده کرد؟
الناز عزیز، سوال خیلی کاربردیه! میتونید از عباراتی مثل “I used to enjoy [hobby], but I don’t anymore.” یا “I’ve stopped [hobby].” یا “I gave up [hobby].” استفاده کنید. مثلاً “I used to enjoy playing tennis, but I don’t anymore.” (قبلاً تنیس بازی کردن رو دوست داشتم، اما دیگه دوست ندارم/انجام نمیدم).
مقاله بسیار مفید و کاربردی بود. به خصوص بخش سوالاتی که میشه پرسید.
آیا “I’m into…” و “I’m a fan of…” کاملاً قابل جابجایی هستن؟ یا تفاوتهایی دارن؟
شیوا جان، سوالت خوبه. “I’m into…” و “I’m a fan of…” هر دو به علاقه اشاره دارند و اغلب قابل جابجایی هستند. “I’m into…” بیشتر به معنای “خیلی به آن علاقه دارم” و کمی غیررسمیتر است. “I’m a fan of…” بیشتر برای هنرمندان، ورزشها، تیمها یا ژانرها به کار میرود، اما برای فعالیتها هم استفاده میشود و کمی کلیتر است. هر دو رایج هستند!
من همیشه در مورد “What do you do for a living?” و “What do you do for fun?” گیج میشم. میشه تفاوتشون رو شفاف کنید؟
مجید عزیز، این یک نکته کلیدی است! “What do you do for a living?” یعنی “شغلت چیست؟” یا “چه کاری میکنی برای امرار معاش؟”. اما “What do you do for fun?” یعنی “در اوقات فراغتت برای تفریح چه کارهایی میکنی؟” یا “سرگرمیهایت چیست؟”. تفاوتشون در “for a living” (برای زندگی/شغل) و “for fun” (برای تفریح) هست. حواست به این دو عبارت باشد تا اشتباه نگیری!